جزئی ترین مفاهیم هنر از لسان امام خامنه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

 

متن حاضر حاصل گردآوری موضوعی سخنان امام خامنه ای با موضوع «کلی هنر» میباشد (یعنی غیر از مباحثی که درباره رشته های خاص هنری ایراد شده است) این گردآوری مربوط به بیش از ٩ ماه قبل است که حقیر آن را بعد از چاپ در شماره اخیر نشریه بهاران در اختیار سایر خوانندگان قرار می دهم. تا هم عمق درک ایشان را از جزئیترین مفاهیم هنر فهمیده شود و هم آنهایی که در پی به سرانجام رساندن هنر انقلاب هستند، نقشه راه خود را از این بیانات برگزینند.

 

 

 

-----------------------

 

١. تأثیر هنر به خواست مخاطب وابسته نیست

هرچه امثال من درباره انقلاب بگوییم، نخواهیم توانست آن حقیقت عظیم [انقلاب] را تشریح کنیم؛ مگر این که زبانِ هنر وارد میدان شود. زبانِ هنر است که مى‏تواند حوادث عظیم را تبیین و تشریح کند. هنر چنین نقشى را دارد. هنر، زبان رسایى براى همه موضوعات و بخصوص موضوعات پیچیده‏اى مثل انقلاب است.[1]

این شکوه وجود دارد، ولى یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسى است؟ او، شمایید. یعنى اگر شما قدر خودتان را بدانید، مى‏توانید حامل آن‏چنان نورانیتى باشید که انسانها را تکان مى‏دهد. آن‏طور حقایق واقعاً ماها را منقلب مى‏کند. آن حقیقت (دفاع مقدس و انقلاب) اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملکوت باقى است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثه‏یى اتفاق افتاد و تمام شد و رفت. چه چیزى مى‏تواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزى مى‏تواند آن را به گونه‏یى که حتّى چشم عادى در حضور نمى‏بیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و مى‏تواند این کار را انجام بدهد.[2]

تأثیر هنر به خواست کسى که مخاطب هنر است، وابستگى ندارد. او بخواهد یا نخواهد، این اثر را خواهد گذاشت.[3] من حوادثى را به چشم خودم دیده‏ام که شاید چشم مادّى نتوانسته آنها را درک کند؛ اما بعد که شما هنرمندان آنها را به نگارش درمى‏آورید، یا در قالب نمایش نشان مى‏دهید و یا به زبان قصه بیان مى‏کنید، من آن حوادث را که بازبینى مى‏کنم، مى‏بینم عجب حوادثى بوده است؛ تازه شروع به فهمیدن آن مى‏کنم.[4] هنرمند مى‏تواند کشور و بلکه دنیایى را با هنر خودش پوشش بدهد و ذهنیتهایى را بسازد و هدایتهایى را براى افراد بیافریند و یا لذتهاى روحى و معنوى را به کسانى که اهل‏التذاذ هنرى هستند، ببخشد.[5]

من بارها داستان اصحاب کهف را گفته‏ام و شنیده‏ام و خوانده‏ام؛ اما حقیقت قضیه این است که قصۀ اصحاب کهف را از شما یاد گرفتم. آن شبى که شما آن صحنۀ بسیار زیبا و قوى و پیچیده و عالى را اجرا کردید، من فهمیدم که «اذ قاموا ربّنا ربّ السّموات و الأرض» یعنى چه؟ آن شب من این را به چشم خودم دیدم. شما حقیقتاً یک داستان قرآنى را زنده و مجسم کردید و آن را در مقابل چشم بینندگان قرار دادید.[6] هنرمند به خاطر آن ظرافت و لطافت و حساسیت، حقیقت را بهتر و زودتر مى‏فهمد و بهتر بیان مى‏کند و نسبت به آن پایبندتر مى‏ماند.[7]

هنرمند، به تنهایی یک دنیاست

مسأله هنر و هنرمند، جزو مسائلى است که هم ظریف است، هم به‏شدّت حساس و دقیق است و مرزهاى دشوارى در این زمینه وجود دارد.[8] هر هنرمندى به تنهایى یک دنیاست و این خاصیتِ هنرى است که در وجود اوست. اگر انسان فرصت مى‏کرد تا غمگسارانه پاى دل هنرمندان بنشیند، دنیاى عجیب و زیبایى مى‏دید؛ آمیخته‏اى از غمها و شادیها؛ آرزوها و نگرانیها و آرمانها.[9] هنرمند بهجت ویژه‏اى دارد که با شادیهاى معمولى فرق دارد و در غیرهنرمند اصلاً دیده نمى‏شود.[10]

 

٢. هنر واقعی؛ حاصل ادراک و احساس درونی

اگرچه بُروز هنر در چگونگىِ تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست؛ پیش از تبیین، یک ادراک و احساس هنرى وجود دارد و نکته اصلى آن‏جاست. بعد از آن که یک زیبایى، یک ظرافت و یک حقیقت ادراک شد، از آن هزار نکته باریکتر ز مو که گاهى آدمهاى غیر هنرمند نمى‏توانند یک نکته‏اش را هم درک کنند، هنرمند با همان روح هنرى و با آن چراغ هنر که در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقى را ابراز مى‏کند. این مى‏شود هنر واقعى و حقیقى که ناشى از یک ادراک و یک بازتاب و یک تبیین است.[11]

هنر از ثروتهایى نیست که یکسره با کدّ یمین و عرق جبین به دست آمده باشد. تا قریحه و استعداد هنرى در شما نباشد، هر قدر هم که زحمت بکشید، باز همچنان در آن خَم اوّل باقى خواهید ماند. آن قریحه، کار و دستاورد شما نیست؛ آن را به شما داده‏اند.[12]

سازنده‏ى فیلم و عنصر کارگردان، بالخصوص در این میان، یک معرفت درونى را منعکس مى‏کند. ما اگر احساس مى‏کنیم که به‏وسیله‏ى یک کارگردان یک معرفت عمیق صحیحى در یک فیلم منعکس نمى‏شود، باید ببینیم این معرفت عمیق، چگونه مى‏توانست به دل این کارگردان القاء شود تا او بتواند معرفت درونى خودش را منعکس کند. چگونه مى‏شد این معرفت درونى، آن‏چنانى که منِ بیننده مى‏پسندم، به این کارگردان منعکس بشود و چرا نشده؟ هر کسى باید آنچه را که خودش مى‏فهمد، خودش ادراک مى‏کند و خودش احساس مى‏کند، آن را در هنرش بگنجاند؛ والّا هنر یک چیز مصنوعى خواهد شد. طبیعت قضیه هم همین است.[13]

 

٣. هنر؛ عطیه ای الهی و مسئولیتی سنگین

هنر گوهر بسیار گرانبهایى است که ارزش و گرانبهایىِ آن فقط بدین جهت نیست که دلها و چشمهایى را به خود جذب مى‏کند - خیلى از چیزهایى که هنرى نیست، ممکن است چشمها و دلهایى را به خود جذب کند - نه، این یک موهبت و عطیه الهى است. حقیقت هنر - هر نوع هنرى - یک عطیّه الهى است. در واقع هنر یک موهبت الهى و یک حقیقت بسیار فاخر است. به طور طبیعى کسى که این موهبت از سوى پروردگار - مثل همه ثروتهاى دیگر - به او داده شده است، باید بار مسؤولیتى را هم براى خودش قائل باشد؛ یعنى داده‏هاى خدا همراه با انجام تکلیفهاست. این تکلیفها لزوماً همه دینى و شرعى نیست؛ تکلیفهایى است که بسیارى از آنها از دل انسان بر مى‏خیزد. وقتى شما چشم دارید، این نعمتى است که بعضى افراد آن را ندارند؛ اما این چشم به‏طور طبیعى غیر از لذّتها و برخورداریهایى که به شما مى‏دهد، تکلیفى را هم بر دوش شما مى‏گذارد - «چو مى‏بینى که نابینا و چاه است» - این تکلیف به خاطر چشمى است که شما دارید. لازم نیست که دین به آدم بگوید، یا یک آیه قرآن درباره‏اش نازل شده باشد؛ این را دل شما مى‏فهمد. یا هیچ کس در دنیا نیست که ثروتمندى را - ولو آن برخوردارى، با کدّ یمین و عرق جبینِ خودش به دست آمده باشد - ملامت نکند، هنگامى که ببیند او نسبت به مستمندان، بى‏خیال و بى‏تفاوت و طعنه‏زن است. در حالى که آن ثروتمند ممکن است به شما بگوید خودم این ثروت را به دست آوردم و مال خودم است؛ اما شما از او نمى‏پذیرید. وقتى ثروت و موهبت و دستاوردى وجود دارد، در قبال آن تکلیفى هم خواهد بود. تا توانستید در وجود خودتان هنر را به اعتلاء برسانید. [14]

آن سرمایه‏یى را که خداى متعال به شما داده، صمیمانه و بحق در این راه مصرف مى‏کنید. هیچیک از این چیزهایى که ما داریم، متعلق به ما که نیست؛ متعلق به اوست و اراده‏ى ما هم باید در راه رضا و خواست او به کار رود. این سرمایه، چیز خیلى باارزشى است.[15] درجه‏ى شما، درجه‏ى خدایى است. این ذوق و استعداد هنرى که شماها دارید، این همان درجه‏اى است که به شماها داده. ما اگر بخواهیم این را با ابزارهاى مادى مدرجش کنیم، ضایعش کرده‏ایم.[16]

 

۴. هنر با تعهد تنقاضی ندارد

بعضى کسان مى‏گویند در هنر متعهّد، کلمه اوّل با کلمه دوم تناقض دارد. هنر، یعنى آن چیزى که مبتنى بر تخیّل آزاد انسان است و متعهّد، یعنى زنجیر شده؛ این دو چگونه با هم مى‏سازد!؟ این یک تصوّر است؛ البته تصوّر درستى نیست. بحث مسؤولیت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمى‏گردد. بالأخره یک هنرمند قبل از این‏که یک هنرمند باشد، یک انسان است. انسان که نمى‏تواند مسؤول نباشد. اوّلین مسؤولیتِ انسان در مقابل انسانهاست. اگرچه انسان در مقابل طبیعت و زمین و آسمان هم تعهد دارد، اما مسؤولیت بزرگ او در قبال انسانهاست.

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است و ما باید به آن اقرار کنیم. نمى‏توان رها و یله و بى‏هوا و با انگیزه‏هاى روزبه‏روز و احیاناً پایین و پست یا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى که در هنرمند وجود دارد، در صورتى حقیقتاً به وجود خواهد آمد که بداند دنبال چه چیزى مى‏رود و چه کار مى‏خواهد بکند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضایت و بهجت کند که آن کار را انجام مى‏دهد. در این صورت باید اخلاق انسانى، فضیلتها و معارف والاى دینى و الهى مورد توجّه باشند.

مگر مى‏شود آدم به یک ارزش، هم معتقد باشد، هم نباشد؛ یک ارزشى را، هم پاس بدارد، هم ندارد؟ این‏جا آدم باید موضع انتخاب کند و پاى آن بایستد. به‏هرحال در این‏جا حدودى وجود دارد. مگر مى‏شود نسبت به این حدود بى‏تفاوت بود؟ همان‏طور که در ابتدا گفتم، نمى‏شود نسبت به ارزشها بى‏تفاوت بود.

ما نباید به ذهن و دل جوان چیزى را بدهیم که او را به سمت گناه و فساد مى‏لغزاند. این غیر از آزاد گذاشتن فکر براى انتخاب در مسأله‏اى است. شما مى‏دانید که مسائل احساساتى به کسى فرصت انتخاب نمى‏دهد؛ انسان را به سمتى مى‏کشاند، بدون این‏که قدرت انتخاب داشته باشد. اینها را من نمى‏پسندم. انسان در بسیارى از فیلمها و کارهاى نمایشى مشاهده مى‏کند که براى جلوه دادن به کار، از جاذبه‏هاى جنسى استفاده مى‏کنند؛ در موسیقى یک‏طور دیگر؛ در بعضى از هنرهاى دیگر، طور دیگر.

مگر مى‏شود آدم به یک ارزش، هم معتقد باشد، هم نباشد؛ یک ارزشى را، هم پاس بدارد، هم ندارد؟ به‏هرحال در این‏جا حدودى وجود دارد. مگر مى‏شود نسبت به این حدود بى‏تفاوت بود؟ اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمى‏شود هر چیزى را به مخاطب داد، فقط به صرف این‏که او نشسته و به حرفهاى ما گوش مى‏دهد. باید ببینیم به او چه مى‏خواهیم بدهیم. محلِ‏ّ کلام، اخلاق و فضیلت است. آن چیزى که دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمینه مسائل هنرى است، این است که ما به بهانه آزادى تخیّل یا آزادى هنرى، فضیلت‏سوزى و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.

البته من هیچ نفى نمى‏کنم؛ ممکن است کسى اشتباه کند؛ در این صورت انسان خطا را جبران مى‏کند؛ کمااین‏که در مواردى به بعضى از دوستانى که آثار خودشان را به من ارائه کردند یا از طریق دیگرى من آن آثار را دیدم و به نظرات نقّادانه‏اى رسیدم - چه در بازیها، چه در محاوره‏ها و به قول شما دیالوگها، چه در برخى از صحنه‏پردازیها - به آنها گفتم. البته بعضى اصلاح کردند، بعضى هم اصلاح نکردند. ما از آنهایى که اصلاح کردند، تشکّر کردیم؛ اما از آنهایى که اصلاح نکردند، هیچ وقت گله نکردیم که چرا اصلاح نکردید؛ چه برسد بالاتر از گله! [17]

 

۵. تذبذب خودمان را به پای هنر نبندیم!

چیزى که خیلى مهم مى‏باشد، این است که به‏کار بردن هنر باید مثل همه‏ى ابزارهاى دیگر که حامل یک فکر هستند، جهتگیریش خیلى دقیق و روشن و درست بوده باشد و دچار اشتباه در جهتگیرى نباشد. قرآن مایه‏ى هنرى خیلى عجیبى دارد که اصلاً براى ما قابل تصویر نیست. در این منابع، [یعنی قرآن و احادیث] حرکت زیگزاگى وجود ندارد که مثلاً یک‏روز جهتگیریمان طورى باشد که به طرف چپ برویم و روز دیگر به طرف راست بپیچیم! این، غلط است. نمى‏شود به مجوز هنرمند بودن، این حالت تذبذب را براى خودمان روا بدانیم و بگوییم چون فلانى هنرمند است، نسبت به اصول با دیگران متفاوت است؛ یعنى کأنّه بعضى از اصول زندگى هست که براى همه‏ى مردم اصل است، ولى اینها براى هنرمند اصل نیست و هنرمند به خاطر لطافت و رقت روحش و به خاطر ظرافت اندیشه و برداشتش، از اصول معمول زندگى مستثناست! نه، اصلاً چنین چیزى نیست.

این اهانت به هنر است که ما تذبذبهایى را که در ذات خودمان است و یا ناشى از احساسات غلطى است که در خودمان وجود دارد، به پاى هنر ببندیم؛ کمااین‏که در گذشته، این هنرمندها غالباً اعتیادهاى بدى داشتند و به انواع و اقسام آلودگیها معتاد بودند. در آن وقت، من بعضى از آنها را مى‏شناختم و بعضى را هم از دور مى‏شناختم و مى‏دانستم که در چه وضعیتى هستند. یک وقت به یک‏نفر گفتم که چرا همه‏ى آنها این‏گونه‏اند و هر کس را که ما شنیدیم و فهمیدیم و دیدیم، معلوم شد که یک طور گرفتار است. گفت: هنرمند است دیگر!! واقعاً به نظر من هیچ اهانتى به هنر بالاتر از این مطلب نیست. او به عنوان اهانت، این اظهارنظر را نمى‏کرد؛ بلکه او به عنوان عذرخواهى مى‏گفت! مى‏خواست بگوید بالاخره هنرمند آدم لطیفى است و دچار چنین چیزهایى مى‏شود؛ در حالى که این اصلاً مجوز نمى‏شود.

من مى‏گویم حالا که در دورانى زندگى مى‏کنیم که آن آلودگیها و گرفتاریها کم‏شده و یا در معیارهاى موجود زندگى ساقط شده است و در معیارهاى دوران بعد از انقلاب، این حرفها بیش از گذشته عیب است، نباید چیزهاى دیگرى را به حجت و مجوز هنرمند بودن، جایگزین همان گرفتاریها بکنیم. به اعتقاد من، غرض این است که آن خط اصیل اسلامى و ناب و قرآنى که همان خط انقلاب اصیل و خط امام ماست، حفظ شود.[18]

 

۶. تعهد در باب فرم

هنرمند به خاطر ویژگى بسیار ممتازش، تعهّد جداگانه‏اى غیر از آن بیانى که قبلاً گفتم، دارد. هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‏تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‏کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى‏تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن‏جایى که مى‏تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى‏کند و نمى‏گذارد که احساس تنبلى و تن‏آسایى، او را از کار باز بدارد - به دست نمى‏آید.[19]

من مطلبى را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنرى، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً این‏گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقى نیست. اگر از من سؤال کنند، من مى‏گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند. باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالى‏بخش و پیشبرنده و فضیلت‏ساز پُر کرد و انباشت. [20]

به نظر من، در کار شما دو چیز اساسى وجود دارد: یکى مایه‏ى کار، یکى هم جهتگیرى کار است. در موسیقى هم همین‏طور است.[21].

 

٧. مایه هنری را تقویت کنید

لابد عده‏یى با محتوا و جهتگیرى مخالفت خواهند کرد. [اما] یک چیز است که کسى با آن نمى‏تواند مخالفت کند و آن خود هنر و مایه‏ى هنرى شماست. اگر شما یک نوشته و شعر و آهنگ و نقاشى و یا محصول خوب هنر را که سرشار و برخوردار از مایه‏ى هنرى است، عرضه کردید، هیچ‏کس نمى‏تواند بگوید که این بد است. هیچ‏کس نمى‏تواند با آن مخالفت کند؛ زیرا مثل همان دشمنى با خورشید مى‏شود:

مادح خورشید مداح خود است‏ - که دو چشمم روشن و نامُرمد است‏؛

اگر من هنر شما را ستایش کردم، در حقیقت از خودم ستایش کردم. کسى که از هنر شما تعریف کند، بر سر شما منّتى ندارد. اگر کسى به هنر شما تهاجم کرد، در حقیقت خودش را خراب نموده و به خودش حمله کرده است. وقتى صحبت از ستایش هنر مى‏شود، یک اثر هنرىِ برجسته به معنى آثار استثنایى تاریخ، مورد نظر نیست؛ بلکه برخوردارى از مایه‏ى کافى هنر مورد نظر است. مگر مى‏شود کسى این واقعیت را انکار کند؟ کسانى که اهل انصافند، این آدم را تخطئه خواهند کرد. [22]

باید روش های هنرمندانه را فراگرفت و برای ساخت اثرهای هنری مبتنی بر حقیقت، همت کرد که این هدف نیز جز با تلاش هنرمندان متعهد و جوانان مؤمن محقق نخواهد شد. در کارهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی به هیچ وجه نباید از هنر و روشهای هنرمندانه کم گذاشت. قوام یک اثر هنری به قصه پردازی مناسب، قوی و جذاب است که باید در این زمینه توجه جدی تری شود.[23]

[پس] بیان هنرى هم شرط اصلى است؛ کما این‏که خطبه‏ى حضرت زینب در شهر کوفه و شهر شام، از لحاظ زیبایى و جذابیت بیان، آیت بیان هنرى است؛ طورى است که اصلاً هیچ‏کس نمى‏تواند این را نادیده بگیرد. یک مخالف یا یک دشمن وقتى این بیان را مى‏شنود، مثل تیر بُرنده و تیغ تیزى، خواهى‏نخواهى این بیان کار خودش را مى‏کند. تأثیر هنر به خواست کسى که مخاطب هنر است، وابستگى ندارد. او بخواهد یا نخواهد، این اثر را خواهد گذاشت.[24]

من مى‏خواهم از این نکته چنین نتیجه بگیرم که شما - چه به عنوان شخص هنرمند و چه به عنوان مجموعه‏ى حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات - باید به افزایش مایه‏ى هنرى بپردازید، تا مایه‏ى هنرىِ شما بیننده را خاضع کند و کسى را که مدعى و مستفسر حالات و منتظر ره‏آورد شماست، قانع نماید که در این‏جا، مایه‏ى هنرى موجود است.

شکى نیست کسانى که تفکرات یا انگیزه‏ها یا اهواى غلط دارند، از هنر استفاده خواهند کرد. هنر چیزى است که همه‏ى ذى‏شعورهاى عالم - عامل و مستمع - با به‏کار بردن و با التذاد به آن، مى‏خواهند استفاده کنند. اصلاً در دنیا کسى وجود دارد که صاحب عقل باشد، ولى نخواهد از هنر استفاده کند؟ طبیعى است که همه مى‏خواهند از هنر استفاده کنند. یکى از انواع استفاده هم این است که یک‏نفر، اندیشه‏ى ناپاکى را با یک وسیله‏ى هنرى در ذهنها بریزد. بنابراین، آن فرد هم مى‏خواهد از هنر استفاده کند - اصلاً جاى ملامت نیست - مثل پول و سلاح که از آن استفاده مى‏کنند. [25]

 [در حوزه دفاع مقدس] بعضى از کارها هست، مشترى پیدا نمیکند؛ این اشکال در مضمون و محتوا نیست، اشکال در ساخت است، در قالب است، در کیفیت است، در مایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى کمِ هنرى است که به خرج داده میشود و در یک اثر به کار میرود و طبعاً طالب پیدا نمیکند. بنابراین در این زمینه هرچه بتوان کار کرد، هرچه بتوان سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارى مالى و مدیریتى و وقتى و اینها کرد، جا دارد؛ و سفارش ما این است.[26]

 

٨. نقش پشتوانه فکری هنرمند

هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانى بالاتر باشد، مى‏تواند به آن درک ظریف هنرى کیفیّت بیشترى بدهد. حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى‏آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد. باید متّکا یا نقطه عزیمت و خاستگاهى از اندیشه والا، این درک هنرى و سپس تبیین هنرى را پشتیبانى کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقّع هم نیست که چنین باشند. این در مورد همه‏ى رشته‏هاى هنرى صادق است. شما از معمارى بگیرید تا نقاشى و طرّاحى و مجسمه‏سازى و تا کارهاى سینما و تئاتر و شعر و موسیقى و بقیه رشته‏هاى هنرى؛ همین معنا در آنها وجود دارد. یک وقت شما معمارى را مى‏بینید که اندیشه‏اى دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بى‏هویّت است و متّکى به فکرى نیست. اینها اگر بخواهند بنایى را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحى مى‏کنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این‏طورى بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به‏کلّى متفاوت خواهد بود. [27]

 

٩. اخلاص در هنر

هنر، بخشى از آن فاخرترین و ارزشمندترین قسمتهاى جان انسانى است؛ باید براى این ارزش قائل شد و آن را براى خدا خرج کرد. [28] اینکه گفتیم شما مسئولیت دارید، این مسئولیت پیش خدا اجر هم دارد؛ یعنى شما واقعاً نیت‏تان را خدایى کنید. این خانم گفتند که من دنبال احساسات شخصى خودم هستم، خیلى خوب، عیب ندارد، تشخیص شخصى خودتان را بسازید؛ اما با همین کار، نیت خدایى بکنید. نیت کنید که خدا را از خودتان راضى کنید و اجر ببرید. کار مهمى دارید انجام مى‏دهید؛ چرا خودتان را از اجر محروم مى‏کنید؟ با این کار اجر ببرید و مى‏شود. اجر فقط این نیست که شما فیلم نماز و روزه درست کنید؛ نه، آن چیزى که اخلاق جوانها، رفتارهاى اجتماعى، انضباط اجتماعى، جدیت در کار، ایمان قوى و احساس مسئولیت را در نسلهاى جوان زنده مى‏کند، این پیش خدا اجر دارد.

امیرالمؤمنین (علیه‏السّلام) به امام حسن و امام حسین مى‏گوید: «اعملا للأجر» براى مزد کار کنید. این مزد درهم و دینار دنیا نیست که براى امیرالمؤمنین میلیاردهایش به قدر یک ذره خاک ارزش ندارد؛ این مزد، مزد خدایى و مزد الهى است. این را به شما عرض بکنم، هیچ‏کدام از شماها هم از مزد الهى بى‏نیاز نیستید. از این مرز که ما عبور کردیم - مرز مردن - این اول نیاز ماست به این مزد؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، از این مرز عبور مى‏کنیم و آنجا احتیاج داریم؛ آنجا تنها هستیم و به اجر الهى احتیاج داریم؛ شما در این میدان دارید حرکت مى‏کنید، کار کنید براى خداى متعال. البته به عنوان یک انسان نخبه، یک هنرمند و یک نگاه نافذ به جامعه و کشور و انسانها، مى‏توانید احساس مسئولیت کنید و اجر انسانى و وجدانى هم مى‏توانید ببرید.[29]

آن‏جایى که نوشته‏هاى شما حاکى از اخلاص است، هر چیزى شما ارایه کنید که نشانگر اخلاص باشد، خیلى اهمیت دارد. آن نقطه انسان را تکان مى‏دهد. والّا همه فداکارى مى‏کنند؛ براى تعصب و خودنمایى هم فداکارى مى‏کنند؛ خطر مرگ هم دارد. مثلاً خلبانى در یک مانور، جلوى چشم مردم چند معلق مى‏زند و صدى پنجاه هم ممکن است سقوط کند؛ اما او این را براى خودنمایى قبول مى‏کند. به خاطر خودنمایى، بیش از این را هم مى‏کنند؛ مثلاً بعضى خودشان را آتش مى‏زنند! اینها ارزشى ندارد. آن‏جایى که کار با اخلاص همراه است، یعنى انسان فقط براى خاطر خدا و براى انجام وظیفه‏ى الهى کارى را انجام مى‏دهد، آن صفا و درخشندگى این را دارد.[30]

 

 

[1] - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه مبارکه‏ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان)؛ 13/11/77.

[2] - بیانات در دیدار با مسؤولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 25/4/70

[3] - ‏‏بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار جمعى از پیشکسوتان جهاد و شهادت و خاطره‏گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏؛ 31/6/84

[4] - بیانات در دیدار با مسؤولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 25/4/70

[5] - بیانات در دیدار با هنرمندان حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 21/8/68

[6] - بیانات در دیدار دست اندرکاران مجموعه تلویزیونی مردان آنجلس؛ 8/12/77

[7] - بیانات در دیدار با هنرمندان حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 21/8/68

[8] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[9] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[10] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[11] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[12] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[13] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‏؛ 23/3/85

[14] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[15] - بیانات در دیدار با مسؤولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 25/4/70

[16] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‏؛ 23/3/85

[17] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[18] - بیانات در دیدار با هنرمندان حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 21/8/68

[19] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[20] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[21] - بیانات در دیدار با اعضاى «گروه ادب و هنر» صداى جمهورى اسلامى ایران‏؛ 5/12/70

[22] - بیانات در دیدار با هنرمندان حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 21/8/68

[23] - دیدار کارگردان، هنرمندان و عوامل تولید سریال حضرت یوسف علیه السلام؛ 9/9/88

[24] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار جمعى از پیشکسوتان جهاد و شهادت و خاطره‏گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏؛ 31/6/84

[25] - بیانات در دیدار با هنرمندان حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 21/8/68

[26] - بیانات در دیدار فعالان عرصه هنر دفاع مقدس؛ 24/6/88

[27] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[28] - بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه؛ 1/5/80

[29] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‏؛ 23/3/85

[30] - بیانات در دیدار با مسؤولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» حوزه‏ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى‏؛ 25/4/70

 

/ 7 نظر / 120 بازدید
عمارها...

به نام خالق زیبایی ها سلام دوست گرامی. گروه عمارها در نظر دارد تمامی فعالیت های وبلاگ نویسان ارزشی را جمع آوری نماید تا مرکزی گردد برای معرفی استعداد ها یی مانند شما لذا از شما درخواست می گردد تا مقلات ، عکس ها،خبرها،پوسترها،کلیپ ها و..... را که در وبلاگ خود قرار می دهید به ما اطلاع دهید تا ما آن ها را منعکس نماییم. لوگوی ما را نیز در وبلاگ خود قرار دهید تا دوستان شما از مطالب سایر وبلاگ نویسان بهره مند شوند. با آرزوی بهترین ها برای شما عمار ها...... www.ammarha.iul.ir

Amin

سلام دست شما درد نكند. ان‌شاءالله خداوند توفيق عمل كردن به ما عطا كند.

آزاد

سلام دوست گرامی با مطلب " بی بی سی حیا کن ، پشتون پرستی رو رها کن " بروز هستم . فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. راستی سال نو مبارک ، موفق و سربلند باشید

آزاد

سلام دوست گرامی آیا در جریان هستید که مجله اشپیگل آلمان یک سری عکس از سربازان آمریکایی در افغانستان منتشر کرده که در آن سربازان با جسد بی جان یک "انسان" عکس یادگاری گرفته اند ؟ به نظر شما تفاوت بین سربازان آمریکایی با آن طالب افغان که از سربریدن یک انسان بیگناه عکس و فیلم تهییه می کند در چیست ؟ موفق و سربلند باشید

دامنه رایگان

اگر پاسخ شما به سوالات زیر بله است ، پیشنهاد می کنیم یک دامنه رایگان برای خود ثبت کنید ! - آیا شما از دامنه طولانی مانند www.yourblogname.persianblog.ir رنج می برید ؟ - آیا می خواهید نام دامنه شما به یاد همه باقی بماند ؟ - آیا نام وبلاگتان بلند است؟ - آیا نام دلخواهتان در سرویس پرشین بلاگ / میهن بلاگ / بلاگفا قبلا ثبت شده ؟ پس منتظر چه هستید ! همین امروز یک دامنه رایگان بگیرید !

آزاد

سلام دوست گرامی ، با مطلب جدیدی پیرامون انتخابات کانادا بروز هستم . اگر فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید

مجید

خیلی مطلب جالبی بود, ممنون از بازنشر آن