چرا بعضی ها سانسورچی می شوند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع "سانسور واقعیتها و یا عدم اطلاع رسانی کامل" امروز دامن گیر همه رسانه های دنیاست. چه در خارج و چه در داخل. چه رسانه های موافق و چه رسانه های مخالف.

 

 

 

رسانه ها خود دو دسته اند: بیشترشان در ظاهر سانسورچی نیستند و سعی دارند اهمواره «ژست انصاف» را رعایت کنند و به نحوی مخاطب را فریب داده و اعتماد او را جلب نمایند. اینها غالباً به جای حذف خبر، از کمرنگ کردن و پررنگ کردن خبرها یا تحریف آنها در ذهن مخاطب استفاده می کنند.

 

اما دسته دوم سانسورچی هایی هستند که هم برای خودشان و هم برای مخاطبانشان پذیرفته شده است که آنها سانسورچی اند! اینها غالباً رسانه های قدرتمند اما بی عرضه ای هستند که فرصت رقابت را به هیچ رسانه دیگری نمی دهند و لذا چون رقیبی ندارند، همواره افرادی بالاجبار مخاطب آن هستند پس نیازی به تغییر این روند نمی بینند. اینها سانسورچی اند، آن هم به حذف کامل برخی خبرها! و تا زمانی که مجبور نشوند فرصت رقابت را به کسی بدهند سانسورچی خواهند ماند. از این دسته دوم است صدا و سیمای ما!

 

اما اینکه چرا یک رسانه سانسورچی می شود و خود را ملزم می بیند تا بعضی از اخبار را حذف، کمرنگ یا تحریف کند مسئله مهمتری است. چرا که با رفع آن شاید بتوان با خیال راحت و بدون تحمل هیچ ضرری، به تنها رسانه بدون سانسور دنیا مبدل شد. حال چه روزنامه و مجله باشد، چه یک شبکه خبری و چه یک فیلم مستند.

 

فقدان یک تحلیل یا پاسخ مناسب درباره داده هایی که به ظاهر یا به واقع علیه ماست، و ناتوانی در ارائه چنین تحلیلهایی ما را به رسانه ای سانسورچی تبدیل خواهد کرد. چون با ارائه خبر خام همواره از ناتوانی مخاطب خودی در هضم خبر نگران هستیم و از اینکه انتشار آن به ضرر ما تمام شود و مثلاً مخاطب ما بالکل به جبهه مقابل سر بخورد! لذا در حالتی که نمی توانیم برای خبرها و انتقادها، تحلیل یا پاسخ مناسبی ضمیمه کنیم شاید بهترین و ساده ترین راه همان حذف خبرها باشد.

 

حال آنکه ارائه اخبار یا انتقاداتی که علیه ماست، اگر به ضمیمه یک تحلیل یا پاسخ درست و قوی باشد نه تنها نگرانی ما را برای برداشت غلط مخاطب از این خبر بسیار کم میکند، بلکه چهار ثمره مهم دارد:

 

١- توانایی انتشار انتقادهایی که به جبهه خودی دارید را به دست می آورید و از برکات آن یعنی اصلاح وضع خود استفاده می کنید. یعنی اگر انتقاد حقی به خودیها داشته باشید آن را جسورانه منتشر می کنید ولی با ضمیمه کردن تحلیلی جامع تر و مثلاً ذکر خوبی ها در کنار این انتقاد، مانع ناامیدی کلی مخاطب از جبهه خودی و سرخوردن آن به سمت دیگر می شوید.

٢- شما به عنوان یک رسانه کامل و منصف شناخته خواهید شد نه یک سانسورچی و و یک متعصب. لذا توانایی تاثیر گذاری شما در جذب مخاطب از همه اقشار افزایش خواهد یافت.

٣- راه هرگونه سوء استفاده از این گونه خبرها توسط رسانه های دیگر از بین خواهید رفت. چرا که در غیر اینصورت خبر توسط سایر رسانه ها اعلام شده و با تحلیل های آنها مصادره خواهد شد و حالا این شمایید که در موضع انفعالید و باید به در و دیوار بزنید و شبهات رسانه های دیگر را پاسخ دهید.

۴- مخاطبان را از اقدامات و برنامه ریزی های دشمن آگاه می کند.

 

اما در این میان تفاوتی بین جبهه حق و جبهه باطل موجود است. و آن این است که جبهه باطل هیچ تحلیل یا پاسخ واقعی که خبرهای علیه اش را خنثی کند ندارد و ارائه چنین تحلیلهایی از طرف او اساسا امکان عقلی ندارند چراکه او باطل است و هیچ تحلیلی باطل را حق نخواهد کرد. اگرچه شاید بتواند به عنوان کف روی آب و موقتاً مخاطبان را اقناع کرد اما در نهایت ادامه این روند تناقضاتی در تحلیلهای رسانه های باطل دیده خواهد شد که آنها را از اعتبار خواهند انداخت. همچنانکه این روند رو به آغاز است.

اما از طرف دیگر جبهه حق از حیث آنکه حق است، عقلاً و قاعدتاً باید بتواند تحلیلی مناسبِ خبرهای علیه پیدا کند بطوریکه آن خبر تغییری در اعتقاد حامیان حق ایجاد نکرده و بالعکس قشر خاکستری را به دلایلی که ذکر شد جذب خود کند.

 

-----------------

 

پ.ن: گاهی رخ می دهد که شما نگران ناتوانی مخاطبان خودی از هضم یک خبر  خاص نیستید، و فقط سوء استفاده دشمنان از خبر است که علت اصلی سانسور شما در فضای عمومی است. چنین سانسورهایی تنها گاهی مورد قبول است که اولاً خبر به واقع سوءاستفاده پذیر باشد و ثانیاً امکان انتشارش توسط هیچ رسانه دیگری نیز در فضای عمومی نباشد.

 

یا علی مدد

/ 10 نظر / 25 بازدید
سها

سلام. اولین بار است که وبلاگتان را می‌بینم. این پست را خواندم. نقد منصفانه‌ای بود بر علت سانسورچی بودن رسانه‌ها. اصلا اگر این رسانه‌ها هرچیز را همانطور که هست نشان دهند (حتی بدون تحلیل)، دنیا گلستان می‌شود. به نظرم اینطوری خود مخاطب در درازمدت راهش را تشخیص خواهد داد.

محمد رضوانی

در این دورانی که همه با رسانه با هم میجنگند سانسور در واقع خود زنی محسوب میشه چون اگر ما نتوانیم حرفمان را به مخالفان و خاکستریها بزنیم و آنها مخاطب ما نباشند رسانه در این جنگ شکست خورده.کسی که موافق هست که موافقه باید رفت سراغ مخالفه

مقداد

تحلیلت خوب بود.امیدوارم در آینده ما سانسورچی نباشیم

بیغ

جالبه برام خیلی جالبه که ما این جور نظریه پردازی ها تو حوزه هنر رو کمتر دیده ایم نظریه ای که کارها رو تئوری بده. تحلیل کنه و پیشنهاد بده. شاید هم من کم مطالعه دارم. ولی به هر حال به نظرم از خیلی از حوزه های دیگه کمتر تو این زمینه های هنری و انسانی حرف داریم. خیلی برام جالب بود مطلبت. چون پیشتر فکری در موردش نکرده ام دستم بسته است و خیلی نمی تونم تحلیل کنم نوشته ات رو. ولی به نظرت این پیشنهاد که دادی عملیاتیه؟ یعنی واقعا و در عمل ممکنه یا اگه بخوایم به تحلیل و پاسخگویی به خبرهایی که به ضررمان است بپردازیم به خنس نمی خوریم. در مجموع به نظرم حرفت تو یه فضای آرمانی عملیاتی!!!:دی

حسین عطایی

سلام نظر شما درباره موضوعات نظری یعنی در سطح اجازه حرف زدن خوب است

آزاد

سلام دوست گرامی ، در جریان هستید که دولت افغانستان اقدام به صادر کردن شناسنامه ای به زبان پشتو برای مردم افغانستان کرده است ؟ زبانی که تنها 20 درصد مردم افغانستان به آن صحبت می کنند؟ در حالی که مردم افغانستان ، "افغانستانی" هستند و نه افغان و بیش از 80 درصد آنها فارسی صحبت می کنند دولت فاشیست افغانستان دست به چنین کاری می زند !

سوتک

سلام آقا مصطفی توجه خوبی به مساله نشان دادی که در حوزه نظریات رسانه ایه و نه حوزه هنر! اما یکی دو نکته به ذهنم میرسه اول اینکه بعضی اخبار فعلا گفتن ندارند چون تبعات بدی خواهند داشت. مثلا اگر شما تا یکی دو روز جیبت خالی خالی باشه و بدونی روز سوم پولی بدستت میرسه جاهلی که بخوای این خبر رو به خانومت بدی و اعصاب یک خانواده رو سه روز نابود؟ دوم اینکه حق هم بخاطر حق بودنش نمیتونه همه چیز رو به نفع خودش تفسیر کنه چون معیار حقه و نه اون حقه (فرق دین و متدین) سوم اینکه بی بی سی دقیقاَ همین مشی رو داره. دقت کنید خبرهای علیه انگلیس و امریکا رو سانسور نمی کنه اما در کلیت سانسور میشه!

خونین

سلام وب خوبی داری به منم یه سری بزن اگه خواستی باهم تبادل لینک میکنیم منتظرت هستم.

مهدي منتظران

با سلام با تبريك اعياد ماه رجب و ماه بارش رحمت رجب منظرگاه مديريتي خوبي داريد. اگر مايل هستيدآدرس سايت را در پيوند منظرگاه مديريتي "سايت، وبلاگ" خود قرار دهيد. www.farhangyar.ir در صفحه اول سايت گالري 2000 نمايه تابلو معصومين سلام الله عليه وجود دارد و صفحات فرهنگ يار منظرگاه مديريتيست براي مطالب مناسبتها و تعليم و تربيت كار شماست. در ضمن آدرس ذيل ميز نظريه پردازي فرهنگ يار مي باشد كه شما را با مسائل اصول و مباني ديدگاهي فرهنگ يار آشنا مي نمايد. ممنون مي شوم كه مرا از نظرات با ارزشتان مطلع نمائيد. http://talargoftegoo313.blogfa.com/ با سپاس فراوان و با آرزوي موفقيت و تندرستي براي شما و همكارانتان