باتلاقی برای نمازشب خوانها!

از باتلاقی به اسم سینما حرف میزند و همه را از ورود به آن منع میکند. می گوید اگر شهید آوینی با وضو پای میز تدوین می نشست، امروز باید با نماز شب وارد سینما شد. یادم هست قدیم ترها که حضوراً پیشش رفته بودیم، می گفت در کنار فعالیت سینمایی اش روزانه 3 برنامه ثابت دارد: اول احادیثی از اصول کافی را میخواند؛ دوم مقادیری، تفسیر آقای جوادی را گوش می دهد و سوم هم اندکی مطالعات اخلاقی دارد. که اگر این کارها را نکنی فضای پر گل و بلبل روشنفکری تو را هم می بلعد و چنین می شوند و چنان که زان پس از مشاهده تغییرات ایدئولوژیک خود هم تعجب نکن!

 

بگذریم... خلاصه آنکه انسان از این تدبیرهای سفت و سختش برای حفظ شدن در آلودگی موجود سینما، متحیر می ماند... گذشت تا اینکه شخصی دست بلند کرد و گفت:

- ببخشید! میشه بگید چرا تو فیلمتون آیت الله ... را مسخره کردید؟

- من مسخره نکردم!

- چرا توهین کردید!

- نه! اون اسمش توهین نبود!

- بود!

- اصلاً تو برو یه فیلمی بساز و توش آقای ... را مسخره نکن!

 

 

و این همان پاسخی است که اتفاقاً همان جماعت روشنفکر، در پاسخ به منتقدین می دهند. چون در گفتمان این جماعت، هر چیزی خوب است و اساساً خوب و بد، نسبی است. هر کسی برداشت و قرائت خود را از حقیقت دارد و هر کسی مطابق ادراک خودش، هنرش را خلق می کند. پس تو اگر فکر میکنی که این مورد در فیلم نباشد بهتر است، برای خودت درست است. پس تو فیلمت را آنگونه بساز که می خواهی و من هم اینگونه!

 

 

گذشت... دیگری دستی بلند میکند و می گوید:

- آقای کارگردان! اینجا که همه خودی اند و دشمنی نداریم! ما هم که از فیلم شما حمایت کرده ایم! این چه طرز پاسخ به انتقادات است؟

- من زیر منت هیچ کس نمی روم! حمایت کرده اید که کرده اید!

- ما از شما حمایت نکرده ایم! از فیلمتان حمایت کردیم!

- من هم باید دشمنی دشمن ها را تحمل کنم، هم طعنه شما بچه حزب اللهی ها را! اصلاً شما هم حرف خودتان را بزنید! بگویید چرا سوسن خانم گذاشتی؟! چرا اینو مسخره کردی؟ مردم فیلم مرا پسندیده اند! انتقادهای شما هم مغرضانه است!

 

بچه ها انواع و اقسام طرق را برای انتقال انتقادات امتحان می کردند! اما همه بسته بود! یکی برای آنکه انتقادش نافذ آید، بلند شد و اول کلی و تعریف و تمجید از فیلم کرد که آقای کارگردان را نرم کند. اما همچین که به انتقادش رسید، جواب متفاوتی نشنید:

- همین که مردم غیر حزب اللهی برای شعر «حاجی گرینف، پارتی کلفت، هم اینوری، هم اونوری...» (سوسن خانم) دست میزدند یعنی که من کار بزرگی برای انتقال پیام فیلم به قشر غیرمذهبی کرده ام!

 

هر از چند گاهی دستم را بلند میکردم تا سوالی بپرسم. اما هر بار میکرفون در میانه راه قاپیده می شد. بعد از اتمام جلسه، با خودم گفتم بروم شخصی مطرح کنم، شاید پذیرشش بیشتر باشد. باز هم نشد که نشد. دست آخر گفتم حالا که رودررو مقدور نبود، اینجا بنویسم. شاید این بار به دستش برسد:

«برادر عزیز! ما فیلم شما را دیدیم. از فیلمتان هم حمایت کردیم. بیانیه هم دادیم. در مقابلش چیزی هم نمی خواهیم! اما دوست داشتیم اگر قرار است سوالی هم از شما بشود، از جانب حامیان فیلم باشد که مغرضانه تلقی نشود. و آن اینکه:

١- تا به حال انتقادی شده که شما آن را پذیرفته باشید؟!

٢- فکر نمیکنید، شمایی که یک روزی در میان همین بچه حزب اللهی ها بودید، چه شده که به ایشان هم میگویید مغرض؟! فکر نمیکنید، مسعود دهنمکی، با آن همه تفسیر و اخلاق و اصول کافی، و با آن همه توصیه به حفظ دین، باز هم تغییر کرده است؟ فکر نمیکنید دهنمکی هم دیگر خط قرمزهای خودش را دارد نه خط قرمزهای بچه حرب اللهی ها را؟ فکر نمیکنید برای مسعود دهنمکی هم این یک فرض و یک واجب شده است که فیلمش رقص و آواز داشته باشد تا تیپهایی خاص را هم بتواند به سینما بکشاند؟ و بدتر از آن اینکه خودش هم متوجه این تغییرات نیست؟

۴- علیرغم آنکه از مضامین خوب فیلمتان دفاع کردم و میکنم، امیدوارم اخراجی های 4ی ساخته شود تا از آن پس دیگر فروش بالا را حربه ای برای نپذیرفتن اشکالات فیلم نکنید!

۵- در آخر باید بگویم خودم و امثال خودم را هم از این باتلاق در امان نمی بینم. انشاالله که خدا همه مان را حفظ کند!»

 

یا علی

/ 7 نظر / 39 بازدید
رضا م

اهدنا صراط المستقیم

محسن

سلام مصطفی برای ادامه دادن به رشته فخیم مکانیک هنوز دیر نشده ...! شوخی کردم کتاب خواندن و سخنرانی گوش دادن برای سالم ماندن کافی نیست. به نظر می رسه دو چیز اساس جلوگیری از انحراف و عاقبت به خیر شدن باشد: 1- دعا و توسل: گره گشا خدا و اهل بیت هستند. آنها باید آدم را نگه دارند. بقیه بازی است. همه ما باید خیلی اهل گریه و دعا و توسل باشیم تا از این فتنه های آخرالزمان سالم بیرون برویم چه برسه به شما سینما دوستها !!! 2- گره خوردن به عالم ربانی: آدم باید حکیمٌ یُرشِدُه داشته باشد. استادی کامل. عالمی ربانی. و گرنه می شود هَمَجٌ رُعاع. باد سینما او را تا قعر جهنم می کشاند. عالمی می گفت: مداح باید دستش در دست عالم باشد ... الان باید بگوییم کارگردان، بازیگر، فیلمنامه نویس و اصلا همه مردم باید دستشان در دست عالم باشد. ان شاء الله آقای ده نمکی هم سریعتر به مواضع قبلی اش برگردد.

روح اله

برادر! امر به معروف و نهی از منکر هم وقتی بیم مفسده برود، از گردن آدم ساقط می شود؛ فیلمسازی که هیچ. اگر ذره ای و حتی لحظه ای بیم انحراف داشته باشی و وارد شوی و بعدش هم خدای ناکرده منحرف، گناهش تمام و کمال به گردن خود خود خود تو خواهد بود. پس یا بیم انحراف را به شکلی مرتفع کن (که این البته بهتر است)، و یا بی خیال باتلاق سینما شو.

پریسا

منتظر سکس و فلسفه جناب دهنمکی باشید، خیلی دور نیست!

امیرطه

متاسفانه جو حاکم بر سینمای جمهوری اسلامی جوری شده که به قول یه بنده خدایی کار از "اعوذ بالله" گفتن گذشته، فقط باید به "معاذالله" امید داشت!!!

سلامتی

سلام دوست من شما می توانید نرم افزار طب اسلامی طبیب را که در دو نسخه ویندوز و موبایل تهیه شده ، بصورت رایگان از سایت سلامتی دانلود نمایید و به منظور ترویج طب اسلامی و کلام ائمه به دوستان خود نیز هدیه دهید . به امید ظهور طبیب واقعی موفق باشید

زیبائی نژاد

واقعاً که دیگه نمیشه مثل سیدمرتضی بود واقعاً سخته کاش ما بشیم! ممنون از متن لینکتون کردم دوست عزیز تا باز هم بیام پاینده باشید